نمیدونم تا کی قراره اینجوری باشه وضعمون. تا کی قراره من دوسش داشته باشم و اون اصلا منو یادش نباشه و وقتی منو جایی میبینه یا اسممو جایی میشنوه سریع از اونجا بره. من دیگه عادت کردم به این وضع ولی دلمو چجوری آروم کنم؟ دلی که هر دقیقه ای که یادش میوفتم حضور و توجه و نگاه و صداشو میخواد. من با نبودش کنار اومدم ولی دلم هی بهونهشو میگیره.
برچسب:
نویسنده: هستی محبی